خانه / علمی / اعتیاد به کار
88108-260790-1408532887

اعتیاد به کار

اعتیاد به کار

واژه اعتیاد به کار، اولین بار توسط آتسبه کار گرفته شده است. وی ایـن واژه را بـه
منزلـه نیـاز غیرقابـل کنتـرل یـا اجبـار و ناچـاری بـرای کـارکردن مسـتمر توصـیف نمـوده اسـت (آتس، ۱۹۷۱). این تعریف دربرگیرنده دو عنصر اصلی است: کارکردن بسیار شدید، وجـودمیل ذاتی شدید برای کار کردن (مک میلان و همکاران، ۲۰۰۳) مورد اول اشاره به این دارد که افرادمعتاد به کار، تمایل دارند زمان اضافی بیشتری نسبت به میزان کاری است که به صـورت معقـول ازآنان برای برآورده ساختن اهداف سازمان انتظار میرود صرف کار کنند. مورد دوم اذعان دارد کهافراد معتاد به کار همیشه و دائماً درباره کار فکر میکننـد، حتـی هنگـامی کـه در حـال انجـام کـارنیستند. به عبارت دیگر ذهن افراد معتاد به کار، همواره درگیر در امور مربوط به کار است. ایـن دوجزء که به ترتیب، عناصر رفتاری و شناختی اعتیاد به کار را تشکیل میدهند به ریشه واژه اعتیاد بـهکار اشاره میکنند (آتس، ۱۹۸۳).

اعتقـاد بـر ایـن اسـت کـهافراد معتاد به کار بسیار بیشتر از شرح وظایفی که از آنان انتظار میرود، کار مـیکننـد و نسـبت بـهکاری که از آنها انتظار میرود تلاش بیشتری از خود نشان میدهند به نحوی که زندگی خارج ازمحیط شغلی شان را نادیده میگیرند. بنابراین باید گفت که مشـهودترین ویژگـی افـراد معتـاد بـه
کـــار ایـــن اســـت کـــه فراتـــر و بیشـــتر از چیـــزی کـــه الزامـــی اســـت کـــار مـــیکننـــد(بالنس و پولمانس، ۲۰۰۴). به طور کلی اعتیاد به کار، مربوط به صرف کردن زمان قابل ملاحظهای از وقت در کـار اسـت؛یعنــی درگیــری شــناختی مــداوم بــه همــراه تــرجیح دادن بــه کــار در طــی اوقــات فراغــت (اسنیر و زهار، ۲۰۰۸)اصطلاح اعتیاد به کار در بسیاری از موارد به اشتباه در مورد افراد پر
انرژی نیز به کار برده میشود. این گونه افراد علاوه بر داشتن رابطه خوب با همکاران خـود، لـذت
بردن از فعالیت های فاقد سود مالی، استراحت کافی و حضور مناسب در خـانواده و جامعـه، زمـان
زیادی را نیز برای کار در نظر میگیرند. این افراد، اشخاصی طبیعـی هسـتند کـه تنهـا تفاوتشـان بـا
دیگران برنامه ریزی صحیح در امور زندگی شخصی و کاری است.

به عبارت دیگر، اعتیاد به کـاررا میتوان در کنار موارد دیگر، استفاده افراطی از چیزی در نظر گرفت، اما برای تشـخیص پرکـاربودن حاصل از برنامه ریزی صحیح و داشـتن انـرژی کـافی و پرکـاری مربـوط بـه اعتیـاد بـه کـار،میتوان به موارد اختلاف این دو توجه کرد:

۱- افراد پر کار، کار را به منزله چیزی واجب انجام مـیدهنـد و گـاه آن را یـک وظیفـه ارضـا
کننده میدانند ولی معتادان به کار، کار خود را به عنوان جای امنی در نظر میگیرند که مـیتواننـددر حین انجام آن از احساسات و تعهدات ناخواسته خارج از کار، دور شوند.

۲- افراد پرکار میدانند چگونه و در چه زمانی محدودهای برای کار خود قائل شوند تـا بتواننـد
به طور کامل در کنار خانواده و دوستان حاضر باشند و در برنامه های آنان شرکت کنند. معتادان به
کار اجازه میدهند، کارشان در فهرست امور زنـدگی، بیشـترین درجـه اهمیـت را پیـدا کنـد.آنـان
غالباً به خانواده، دوستان و فرزندان خود تعهداتی میدهند که بعداً به خاطر ضرورت های کار، این
قول و قرارها را میشکنند.

۳- افراد پرکار میتوانند اشتیاق خود به کار را از بین ببرند، اما معتادان به کار نمـی تواننـد کـار
نکنند. آنها حتی اگر در حال فعالیتهای تفریحی و ورزشی هم باشند، بـاز هـم فکرشـان مشـغول
کار است. ذهن این افراد مدام به سمت مسائل و مشکلات کاری پر میکشد (اوان و همکاران، ۲۰۰۶؛ به نقل از احمدی و همکاران، ۱۳۸۹)

اعتیاد به کار نوعی نیاز تسکین ناپذیر به مشغول بودن است که طی آن علائم زیر قابل ملاحظـه
اند:
انکار: مثل همه معتادین، این افراد ساعات گرفتاری خود را کم تر از آن چه هست بیان میکنند
و تمامی سـاعاتی را کـه در منـزل و روزهـای تعطیـل بـه مسـائل مربـوط بـه کـار مشـغولند، نادیـده
میگیرند. در عین حال این افراد به نیاز همسر و فرزندان خـود بـی توجـه بـوده و اعتـراض آنـان را
نشانه بهانه گیری و پر توقعی میدانند.

افسردگی: به طور کلی این افراد احساس سر زنده بودن و شـادابی ندارنـد و گـاه علائـم دیگـر
افسردگی نیز در آنان بروز میکند.

تحریف واقعیت: در موارد بسیاری، این بیماران واقعاً به آن چه انجام میدهند نـا آگـاه بـوده، و
واکنش های غیر معقول را که از خود نشان میدهند، موجه و معقول میپندارند.

کاهش اعتماد به نفس: علی رغم توفیق های اقتصادی چشـمگیر، ایـن افـراد ظـاهراً قدرتمنـد و
متکی به نفس، اما از درون متزلزل و ناپایدارند.

نیاز به کنترل: این علامت یکی دیگر از واکـنش هـای دفـاعی ایـن افـراد اسـت بـه طـوری کـه
میخواهند نبودن خود را با بهانه گیری های هنگام حضـور جبـران کننـد. آنـان بـه عنـوان واکـنش
جبرانی بیش از اندازه نسبت به آن چه در غیـاب آنهـا در خانـه و خـانواده مـیگـذرد، حساسـند و
متأسفانه به شکل بدبینانهای مسائل را تحلیل میکنند.

دیدگاههای صاحب نظران نسبت به اعتیاد به کار، متفاوت است. برخی با پدیده اعتیـاد بـهکـار موافق بوده و آن را ترغیب مینمایند و برخی دیگر با آن مخالف هستند و تمایل بـه ممانعـت از آن
دارند (احمدی و همکاران، ۱۳۸۹).

اسکات و همکارانش(۱۹۹۷) سـه الگـوی اعتیـاد بـه کـار راشناسایی کردند که عبارتند از: کشش افراطی )وسواسی(، کمال گراییو توفیق طلبی )موفقیـتطلبی). در نظر آنها معتادان به کار وسواسی، اضـطراب و اسـترس زیـادی دارنـد، کارشـان موجـبمشکلات جسمی و روانی میشود، رضایت کمی از زندگی و شغلشان دارند و عملکرد شغلی آنهـاپایین است. معتادان به کار کمال گرا، استرس و مشکلات جسـمی و روانـی بـالایی دارنـد، روابـطمیان فردی خصمانهای و غیر اثربخشی پیدا میکنند، غیبت و ترک خدمت داوطلبانه زیـادی دارنـدو همچنین رضایت شغلی و عملکرد شغلی پایینی دارند. در نهایـت معتـادان بـه کـار توفیـق طلـب،
رضایت از زندگی، رضایت شغلی، سلامت جسمی و روانی، عملکرد شغلی و رفتارهای شهروندی
سازمانی بالا و استرس و ترک خدمت داوطلبانه پایینی دارند.

اعتیاد به کار میتواند اثرات مختلف و متفاوتی بر سلامت جسمی و روانشناختی افراد، خانواده
آنها و همکارانشان داشته باشد. متداول ترین پیامدهای اعتیاد به کار مربوط به ایجاد سـطوح بـالایی
از استرس شغلی و تعارض کار –خانوادهاست؛اگرچـهمـیتـوانمـواردزیـررانیـزعنـواننمـود:
افزایش نشانه های تهدید کننده سـلامتی (جسـمی و روانشـناختی)، تحلیـل رفتگـی شـغلی، ایجـاد
مشکلات و مسائل در تیمـی کـارکردن، کنارکشـیدن و دوری از تعـاملات و روابـطخانوادگی، مشکلات در برقراری ارتباط با دیگران، رضایت کم از زندگی، فقـدان لـذت بـردن از اوقات فراغت (پیوتروسـکی و ونـداویچ، ۲۰۰۸).

منابع

۱- احمدی، پرویز؛ طهماسبی، رضا؛ باباشاهی، جبار و مهدی فتاحی؛ نقش عوامل شخصیتی در شکلگیری اعتیاد به کار؛ پژوهش نامه مدیریت تحول؛ سال دوم، شماره ۳نیمه اول ۱۳۸۹.

  • McMillan, L.H.W., O’Driscoll, M.P., and Burke, R.J, (2003). Workaholism: a review of theory, research, and future directions. In C.L. Cooper & I.T.
    Robertson (Eds.), International review of industrial and organizational
    psychology, Vol. 18 (pp. 167–۱۸۹). New York: Wiley.
  • Piotrowski, C and vodanovich, S, (2008). “The workaholism syndrome: an
    emerging issue in the psychological literature” Journal of Instructional
    Psychology, 35/1.
  • Oates, W. (1971), Confessions of a workaholic: The Facts about Work
    Addiction,World Publishing, New York, NY.
  • Scott, K.S., Moore, K.S. and Miceli, M.P, (1997). “An exploration of the

meaning and consequences of work holism”, Human Relations, Vol. 50 No.

۳, pp. 287-314.

  • Scott, K.S., Moore, K.S. and Miceli, M.P, (1997). “An exploration of the
    meaning and consequences of work holism”, Human Relations, Vol. 50 No.
    ۳, pp. 287-314.
  • Buelens, M., and Poelmans, S.A.Y, (2004). “Enriching the spence androbbins’ typo- logy of work holism: Demographic, motivational andorganizational correlates”, Organizational Change Management, 17–۴۷۰.
  • Snir, R and Zohar, D, (2008). “Work holism as discretionary time
    investment at work: An Experience-Sampling Study” Applied Psychology:
    An International Review, Vol 57, Issue 1, P: 109-127.

درباره ی tabrizbehzisti

تصویر پروفایل از  tabrizbehzisti

همچنین ببینید

0000000000000

پرسشنامه مهارتهای زندگی

            پرسشنامه وان – مرجع پرسشنامه ایران     پرسشنامه …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *